بره کوچول

یادداشت خاطرات کودکی پسر عزیزم محمد

صدای پای پسر عزیزمان محمد

سلام. امروز 11 اردیبهشت 92 روز زن هس. من و خاله آسیه برای سونوگرافی رفته بودیم بعد از کلی این ور اون ور رفتن رسیدیم به خیابون زند روبروی هتل پارس و یه مطب پیدا کردیم که خیلی از دکترش تعریف می کردن. دکتر سید مرتضی ابطحی ... قرار شد ساعت 5/4 عصر به بعد بریم مطبش تا از سلامتیت مطمئن بشیم. خلاصه طرفای ساعت 5/6-7 عصر نوبت مامانی شد رفتم داخل اتاق دکتر. خیلی واسه سلامتیت استرس داشتم، تا اینکه دکتر اومد بالای سرم و گفت الان برای آزمایش های تعیین سلامتی بچه دیر شده فقط چیزی که میتونم بگم اینه که بچه همه اندامش تشکیل شده فقط یه کم کلیه هاش کوچولواه. بعدشم گف اینم ناخن های پسر کوچولوتون... من اقد ذوق از دلم بالا اومد که نگو ... فقط میخ...
30 ارديبهشت 1393

بدون عنوان

برای تو تکه ای از من - ادامه ی من- عشق و شور و اشتیاق من- تکامل من- برای تو که در منی هنوز... امروز 1 مهر 92 هس، دیشب کم مونده بود من و بابا رو راهی بیمارستان کنی که ... چشم انتظارتیم که هر چه زودتر بیای پیشمون. ...
30 ارديبهشت 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بره کوچول می باشد